اذان آقا بر گلدسته های مسجد ریگ*

                                                                                    محمدرضا وصال*

چکیده

در خیابان قیام که مرکز تجاری شهر یزد است، مسجدی به نام مسجد ریگ وجود دارد. هر روز درایام کاری هفته، 3 ساعت به غروب مانده در این مسجد، اذان گفته می شود و نماز جماعت برگزار می گردد. اذانی که به اذان آقا معروف است.

این مقاله به شرح زندگی آقا، علت و فلسفه ایجاد این سنت حسنه، توصیف مسجد ریگ وآگاهی هایی پیرامون این مسجد می پردازد.

اذان آقا بر گلدسته های مسجد ریگ

نزدیک به صد سال است که تاجران و مغازه داران خیابان قیام در شهر یزد، ندای روح بخش اذان را در هر پسین (تقریباً 3 ساعت به غروب مانده)، از ماذنه مسجد ریگ می شنوند و شیمیم جانفزای گلبانگ اذان آقا مشام جانشان را عطرآگین می سازد.

کسیت این آقا که اذانی چنین دارد؟ و چیست این مسجد ریگ که گلبانگ دیر آشنای اذان را از مناره آن می توان شنید.

جستار حاضر در پی آن است که با یاری حضرت حق، به این پرسش پاسخ دهد.

1- چون، ترکیب اذان آقا به گوش می رسد، به نظر می آید که احتمالاً آقا موذنی خوش صورت بوده است و اذان گفتن او زبانزد شده است، اما چنین نیست. در حقیقت وی عالمی است از تحصیل کرده های مدرسه علمناه مِن لدنا عِلما. آنگونه که مرجع عالیقدر جهان اسلام، حضرت آیه الله سیدابوالحسن اصفهانی، در توصیف وی فرموده اند : سید العالم الفاضل المجتهد الکامل صاحب الطبع النقاد و الذهن الوقاد عارج معارج السداد دارج مدارج الاجتهاد ملاذ الانام حجه الاسلام آقای سید عبدالحی یزدی. دیگر مرجع بزرگ شیعیان حضرت آیت الله العظمی سید کاظم یزدی، صاحب عروه الوثقی، درباره ایشان نوشته اند :

جناب اقای شریعتمدار سیدالعلماء العالمین صفوت الاتقیاء الراسخین زبده الازکیاء الراشدین السید السند الموید المسدد الموتمن التقی النقی الثقه العدل الصفی العالم العامل الکامل الفاضل آقای حاج سید عبدالحی یزدی.

آری نام مبارکش سید عبدالحی و از سلسله سادات طباطبایی است که نسب شریفش به امام مجتبی(ع) می رسد. ایشان حدود سال های 80-1270 ه.ق در روستای اسلامیه (فراشاه) به دنیا آمد. برادرانش، همه از طالبان علوم دین بودند و او نیز در سلک برادران، مقدمات علوم را در زادگاه خود فرا گرفت و جهت ادامه تحصیل به حوزه علمیه نجف رهسپار گردید. گاهگاهی به قصد تشرف به آستان حسینی راهی کربلا می شد. در یکی از مسافرت ها، به همراه دو تن از همدرسان خود بر یکی از شیوخ بزگوار و اصیل عرب وارد شدند. آن شیخ، مقدم این سه طلبه را- که همگی از سادات بودند و هنوز همسری اختیار نکرده بودند- گرامی داشته و اکرام می نمایند و سه دختر خود را به عقد ازدواج آنان در می آورد. سید عبدالحی- آقا پس از اقامت چندین ساله در نجف، به نمایندگی از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سید محمدکاظم یزدی در شهر رنگون هندوستان به ترویج احکام نورانی اسلام مشغول می شود. بعد از مدتی همسر ایشان- که زنی پارسا، پاک سیرت و از خاندان اصیل و شریف عرب بود- فوت می کند و آقا بر اثر اندوه بیش از حد فوت همسر به وطن مالوف، یزد، مراجعت نموده، در خانه ای که عرب های محله یوزداران برایشان اجاره می کنند، ساکن می شود و در مسجد چهل محراب، نماز جماعت برپا می دارد و با کوشش و جدیتی تمام به ترویج شریعت مصطفوی قیام می کند. مولف کتاب النجوم المسرد فی الصرح الممرد در شرح حال ایشان می نویسد: کان رجلاً غیوراً خشناً فی ذات الله یامُر بالمعروف و ینهی عَن المُنکر حَتی اِنّهُ اجری الحد علی شَرطی شُربِ الخَمر عَلی رَغم انف الحُکومَه و کان یُقیمُ جَماعَه بِجماعَهٍ لانظیر لَهُ خُصوصاَ فی شهر رَمضان ... و کان یُصلی الظهرین فی مَوقعِ العَصر کانَ یَامر بالاذان مَوقع العَصر عَلی المَنارهِ ثُمّ عَلی بابِ المَسجد ثُمّ للِصلواه. کانَ عَلی رَاسِه عَمامَهٍ خضراء مَع تدلی حَنَکه دائماً اما فی حال الصلواه فَعَمامَه بیضاء علی ما هُوَ السُّنته سن سنه حسنه منها ترویج عمل ام داوود.

دقت وی در اجرای احکام، بیش از حد بوده است. به عنوان مثال می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1- بررسی وضعیت قصابی های و حاضرشدن در کشتارگاه برای دیدن چگونگی ذبح و ...

2- هنگام جاری ساختن خطبه عقد اصول دین را از عروس دادماد می پرسید.

نفوذ ایشان در مردم به حدی بود که حاکم وقت، بدون اجازه و امضای ایشان در امور مهم جامعه اقدامی نمی کرده است. با آنکه ایشان با اولیای امور دولتی اصلاً ارتباط نزدیک و آمیزشی نداشته است.

تمامی اهالی یزد، ایشان را به تقوی و پرهیزکاری می شناخته اند و نماز جماعت ایشان به یکی از پرجمعیت ترین و باشکوه ترین نمازهای جماعت استان بوده است.

کتاب فضایل المومنین که به سال 1333 شمسی در تهران به چاپ رسیده و ترجمه مساله پنجم از کتاب نهج الحق تالیف علامه حلی است، از آثار علمی ایشان به شمار می رود.

آداب و رسوم نیکی از ایشان بر جای مانده است که می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1- قبل از ورود ایشان به یزد، در مجالس روضه خوانی، در حین سخنرانی، به مستمعان قلیان می داده اند و این امر باعث بی نظمی در مجلس و حواس پرتی گوینده می شد. آقا این نوع قلیان دادن را ممنوع می کنند و دستور می دهند هنگامی که گوینده از منبر فرود آمد، چاووش خوان چاووش بخواند و یک دوره قلیان بدهند، پس از آن گوینده بعدی به منبر برود.

2- چون معمولاً هنگام فرا رسیدن وقت فضیلت نماز ظهر، تجار و کسبه بازار در تلاش معاش بودند و کمتر موفق به درک فیض نماز جماعت اول وقت می شده اند، ایشان تصمیم می گیرند در وقت فضیلت نماز عصر در یکی از شبستان های مسجد ریگ، نماز جماعت ظهر و عصر را اقامه نمایند. این سنت حسنه، تاکنون که نزدیک به صد سال از آن می گذرد، ادامه دارد. ناگفته نماند که در اول ظهر در شبستان دیگر همان مسجد، نماز جماعت ظهر و عصر به امامت حاج شیخ غلامرضا فقیه خراسانی نیز برگزار می شده است.

چون مسجد ریگ در ماه رمضان تکافوی جمعیت بسیار زیاد را نداشته، مرحوم آقا در هر ماه مبارک به مسجد ملااسماعیل- که نزدیک مسجد ریگ قرار دارد و بسیار بزرگتر از آن است- رفته و نماز را در آنجا برگزار می کرده اند.

بعد از فوت آقا، دومین فرزندشان- به نام سیدهاشم آقا- این سنت نیکو را ادامه می دهد و تا حدود سال 1350 ه.ش که به تهران عزیمت می کند، نماز جماعت برپا می شده است. ایشان نیز به مانند مرحوم والد خود، در ماه مبارک رمضان نماز را در مسجد ملااسماعیل می خوانده اند. پس از چندی وقفه، هم اکنون چند سالی است که به امامت آقای سید علی مدرسی نزدیکی های ساعت 3 بعدازظهر این نماز اقامه می شود.

آقای سیدعبدالحی به سال 1348 ه.ق برابر با 1307 ه.ش رحل اقامت به سرای بقا افکند و در بقعه مبارک امامزاده جعفر از احفاد حضرت امام صادق(ع) روی در تیره تراب کشید و با رفتنش، شهری را عزادار ساخت. قوم الشعرا در رثای آن عالم ربانی چنین انشاد کرد :

ای دریغ از کج مداری های چرخ نیل فام          کش نباشد جز ستم بر عترت خیرالانام

همچو فخر مسلمین سر حلقه اهل یقین                   زاده ختم النبین عبدحی لاینام

اهتمام روزگارش بر فنا پیوسته بود                 زانکه بودش دائماً بر رونق دین اهتمام

بهر تاریخ وفات وی قوامی عرضه داشت      حاج سید عبد حی فرمود در جنت مقام

آن پارسای فرهیخته، علاوه بر آثار خیر، پنج فرزند پسر و یک دختر از خود به یادگار نهاده است که همه فرزندان ذکور ایشان در لباس روحانیت به ترویج احکام شریعت اقدام نموده و منشا خدمات ارزنده بوده اند. بعضی از آن عزیزان تالیفاتی نیز داشته اند که در ذیل به آنها اشاره می شود :

1- سید جعفر: پسر بزرگ آقا که در استان فارس مسکن گزیده و در آنجا از دنیا رفته است.

2- سید هاشم : جانشین پدر که در تهران هم به برپایی نماز جماعت اهتمام داشته و در مقبره ابوحسین قم دفن است و نزدیک به 27 سال از فوت ایشان می گذرد، مولف آثار : گلزار نجفی، خلاصه الکافی، نفایس الاثار، مختصر التجوید، رساله نوروزیه، رساله جامع الشتات، منتخب المواعظ، تهذیب المغنی، چمنزار نجفی، جواهر المواعظ، معجون الادعیه، جامع الاخبار.

3- سید مرتضی: این 3 برادر از اولین همسر مرحوم آقا بوده اند و تنها دختر آقا نیز، از همسر اول ایشان بوده است.

4- سید محمدباقر: مولف آثار : خلاصه مطالبی از دین اسلام در چند جلد و ...

5- سید جلیل : مولف آثار : مناقب اهل بیت (علیهم السلام)، فضایل امیرالمومنین، جواهر الاعتقادیه، الحسین و الاسلام و ....

 در اینجا شایسته است از کسانی که در برپایی نماز گفتن اذان نقش داشته اند یاد شود :

1- سید جواد گلزار موسوی، معروف به سید جواد کرباس فروش کاسب بازار پنجه علی، وی صدای خوبی داشته و اذان آقا را او می گفته است. وی در امامزاده جعفر مدفون است.

2- شخصی به نام سید هاشم (احتمالاً اهل نصرآباد) که صدای غرایی داشته و آن گاه که در مناره مسجد ریگ مناجات می کرده، صدایش را تا زین آباد (نزدیک تفت) شنیده اند. وی موذن اصلی مسجد ریگ بوده و بعد از مدتی به مشهد رفته است.

3- شیخ علی بمان مکبری، ایشان مکبر آقا سیدعبدالحی و سیدهاشم آقا بوده است.

4- حاج محمد که خادم مسجد بوده و گاهی هم اذان هم می گفته است.

5- سید ابوالقاسم عابدینی داماد حاج محمد، وی هم خادم مسجد بوده و گاهی گفتن اذان را بر عهده داشته است و هم اکنون پسر سید، خادم مسجد است.

مسجد ریگ :

خیابان قیام مرکز تجارت و شاهرگ حیات اقتصادی یزد است که بین چهارراه شهدا (میدان امیرچخماق) و میدان مصطفی خمینی (بعثت)، در امتداد شرق به غرب کشیده شده است. در میانه ضلع جنوبی این خیابان مسجدی واقع است که آن را مسجد ریگ می نامند ولی در کتاب های تاریخی و معماری از آن به مسجد سر ریگ یاد شده است.

این مسجد دارای درگاه ورودی، در چوبی کنده کاری شده، صحن باریک و بلند، ایوان جنوبی،گنبدخانه، شبستان کوچک، شبستان بزرگ ستون دار و رواق های دو طبقه ای است که در اضلاع صحن قرار گرفته اند.

قدمت مسجد را نزدیک به هفتصد سال تخمین زده اند. روی بعضی از زیلوهایی که تاریخ بافت آنها به 300 سال قبل باز می گردد. عبارت وقف شبستان مسجد سر ریگ خارج حصار دارالعباده یزد به چشم می خورد و این می رساند که محل فعلی مسجد در سابق جزء حصار شهر نبوده است، ولی هم اکنون از نقاط مرکزی شهر محسوب می شود.

وجه تسمیه مسجد را به مسجد سر ریگ یا مسجد ریگ دو چیز دانسته اند :

1- منطقه ای که مسجد و مناره آن بنا شده، در سابق ریگزار بوده است و مسجد بر روی ریگ واقع شده است.

2- زمانی قحطی شدید در یزد اتفاق می افتد به گونه ای که همه مغازه داران، گندم ها و ارزاق عمومی را احتکار می کنند. تاجری پارسا و خیر به قافله ای- که زیر نظر خودش اداره می شده و حدود 300 شتر داشته- دستور داده است تا بر شتران خود یک لنگه ریگ و یک لنگه گندم بگذارند و به داخل شهر آورند. در شهر شایع می شود که گندم بسیاری وارد شده است، در نتیجه کسانی که ارزان می فروشند و بدین گونه مردم از بلای قحطی جان سالم به در می برند. چون بارانداز شترها نزدیک این مسجد بوده به مسجد ریگ مشهور شده است. البته این وجه بیشتر به افسانه می نماید تا واقعیت.

گرچه در کتاب یادگارهای یزد تالیف آقای ایرج افشار بحث خوبی درباره مسجد شده، ولی ناگفته ها یا به عبارت دیگرناشنیده هایی درباره مسجد وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می شود :

1- آب وضوخانه : به آب جدیده معروف بوده است. در قدیم آب مصرفی مردم ساکن شهرستان یزد از طریق قنات تامین می شده و دو قنات در یزد جریان داشته که دارای آب نسبتاً خوبی بوده است :

الف) آب جدیده که از مدارس علمیه مصلای صفدرخان، مدرسه خان و مدرسه شفیعیه عبور و به مسجد ریگ می رسیده است. این آب بسیار خنک بوده است به طوری که در اوج گرمی هوا در تابستان، نمی شده به آن آب دست زد. برای استفاده از این آب باید چند پله ای از سطح زمین پایین تر روند که در اصطلاح یزد به آن جو یا پاکنه می گویند. البته هم اکنون آب این قنات خشک شده است. در تابستان های گرم معمولاً مردم به پاکنه های مختلفی که در مسجد یا در خانه هایشان بوده، می رفته اند. بعضی از مغازه داران همسایه مسجد، گرمای شدید ظهرتابستان را در پاکنه مسجد با هوایی بسیار مطبوع سپری می کرده اند.

ب) قنات آب رحیم آباد : البته آب این قنات از مسجد نمی گذشته است.

2- سی و پنج سال قبل، قراردادی مربوط به خشت مالی، با قدمت 114 سال، پیدا شد که می توان گفت این قرارداد مربوط به 149 سال پیش است. در آن قرارداد قید شده است که گل خشت مالی را باید 14 مرتبه ورز دهند و دفعه پانزدهم به قالب بزنند و خشت را بمالند. نقل است که چندی پیش هنگام تعمیر مسجد 3 قالب خشت را در جوی آب گذاشته اند تا آب جمع شود و از آب استفاده کنند. آن خشت ها بعد از 3 شبانه روز هنوز کامل خیس نشده بودند.

این رسم در قدیم متداول بوده است که برای خشت مالی قرارداد می بسته اند تا گل آن را چند بار ورز دهند. سعی می کردند ملات پایه هایی را که با خشت و ملات گل می چینند، سفت نباشد تا خشت ها کاملاً داخل گل قرار گیرد و دیوار، سوراخ موش و ... پیدا نکند.

3- این مسجد از جمله مساجدی است که یک منار بیشترندارد و ابتدا منار ساخته شده و پس از آن مسجد بنا گردیده است، بنابراین قدمت منار بیش از مسجد است. این منار بر تل ریگ بنا شده و راهنمای مسافرانی بوده است که قصد عبور از مسیر کرمان به اصفهان و ... را داشته اند.

4- قندیلی بسیار قدیمی و عتیقه در گنبد نصب بوده است که تاریخ آن به 500 سال قبل باز می گردد. شایان ذکر است که مسجد دیگری هم به نام مسجد ریگ معروف بوده و آن جامع قدیم مجومرد است.

* اين پ‍‍ژوهش در شماره 18 و 19 ( شماره بهار و تابستان 1383) فصلنامه فرهنگي پژوهشي فرهنگ يزد صفحه 98-92 به چاپ رسيده است.

* عضو هيأت علمي آموزشکده فني شهيد صدوقي(ره)

طباطبا
شجره نامه
کرامات
خاندان
علمای یزد
پایگاه های مذهبی
قصص
مقالات
زندگي نامه
خاطرات
پيوندها
نگارخانه
تماس با ما
صفحه اصلی
آرشیو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کليه حقوق  سایت متعلق به مدير سايت بوده و هر نوع برداشت از آن  شرعا و قانونا تنها با ذکرمنبع مجاز است