درنگي بر نامگذاري فراشاه

                                                                                      كاظم دهقانيان نصرآبادي

       سرزمين بزرگ ايران يكي از خاستگاهها و پايگاههاي آئين مهرپرستي در دوران باستان بوده است  و به نظر استاد محمدعلي عسكري كامران: در استان يزد فعلي، چهار منطقه: مهريز، مهرپادين، خورميز ، خوراشه از آبادي هاي تاريخي هستند كه پيشوند مهر و خور، ريشه در آئين مهر  پرستي يا ميترائيسم دارد. پيروان آئين مهرپرستي به دليل احترام خاصي كه براي خورشيد قائل بودند، پرستشگاه هاي خود را بر فراز قله كوهها و نقاطي كه بيشترين تابش نور خورشيد داشته مي ساختند. با توجه به همين اصل قطعي و عقلي، مي توان ادعا نمود كه قلعه پهلوان بادي تفت يكي از پرستشگاه هاي خورشيد پرستان بوده است.

       در باره علت نامگذاري روستاي تاريخي فراشاه كه روز 24 آبان سال 195 (ش) در جريان هجرت تاريخي امام رضا (ع) مزين به قدوم مبارك ايشان شده  است، روايات متعدد و متنوعي وجود دارد.( نامه آستان قدس رضوي در پاسخ به استعلام شوراي شهر ابركوه)

      خُوراَشا، خُوراَشَه، خُراشَه، خورشاه، فَرَح شاه، فَرُّخ شاه، فَراشَه ، فَراشاه ، اسلاميه، همگي    نام هايي هستند كه در متون تاريخي، اسناد دولتي و روايات محلي به اين روستا نسبت داده شده و در اين مقاله به برخي از آنها اشاره مي شود.

     نا گفته نماند برخي روايات بي اساس نامهاي ديگري همچون: خوشابَه و فَرّاش ها نيز به اين آبادي نسبت داده اند كه ارزش تاريخي  وعلمي ندارد.

 در لغت نامه سترگ دهخدا ذيل واژه فراشاه و فراشه چنين آمده است:

1- فراشاه : دهي است از دهستان پيشكوه بخش تفت شهرستان يزد واقع در 12 هزار گزي باختر تفت متصل به جاده اِرنون به تفت و يزد. ناحيه ايي كوهستاني و معتدل كه داراي 1109 تن سكنه است. از قنات مشروب مي شود. محصولاتش غلات است و اهالي به كشاورزي گذران مي كنند. صنعت دستي زنان آنجا كرباس بافي ست. راه فرعي و دبستان دارد. معني فراشاه در لغت عبارت است از حالتي كه آدمي را از به هم رسيدن تب واقع مي شود و آن خميازه و به هم كشيدن پوست و راست شدن موي بر اندام باشد. مور مور شدن . اين حالت را در عربي قشعريره خوانند ( ج37، ص 103)

2- فراشه: دهي ست بر سر راه بغداد به نجف و بايد همان باشد كه در معجم البلدان به صورت  فراشا آمده است هم چنين در لغت به معاني مختلفي از قبيل   پروانه شب چراغ، مرد سبك سر، آب اندك، جايي در باديه و جاروب آمده است.   ( ج 37،ص 105)

       آن چه مسلم است، در تمام متون تاريخي از قبيل:   وقفنامه رَبع رشيدي(709 ق)، جامع الخيرات(732 ق)، تاريخ كاتب (862ق)، تاريخ جعفري(قرن 9 ق)، جامع مفيدي (1090ق)، جامع جعفري (1245ق)، اسناد امين الضرب(1288ق)، آتشكده يزدان ( 1357ق) ، فرهنگ آبادي هاي ايران، كتيبه ها، حاشيه زيلوهاي اماكن مذهبي، و اسناد دولتي مانند : مكاتبات اداره ثبت اسناد و املاك، اداره ثبت احوال، نقشه هاي سازمان نقشه برداري و فهرست آثار ملي سازمان ميراث فرهنگي ، در قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، نام اين آبادي ، فراشاه آمده است. نا گفته نماند تنها درحاشيه يك تخته زيلوي قدمگاه امام رضا(ع) نام روستا َبه صورتفراشه قيد شده و در حاشيه يك تخته زيلو هم كه متعلق به سال هاي اول پيروزي انقلاب اسلامي (1359ش)است اين آبادي اسلاميه ناميده شده است.

     به هر جهت متون تاريخي گواهي مي دهد كه در 800 سال گذشته نام اين آبادي فراشاه بوده است.

     در فارسي پهلوي خور به معناي آفتاب و اشا/ اشه/ اشو به مفهوم مرد پاك ، بهشتي و راستي آمده است. روي همين اصل ، زرتشتيان پيامبر خود را اشوزرتشت مي خوانند چون مردي پاك و بهشتي بوده است . بنا بر اين معناي واژه خوراَشَه آفتاب پاك و مقدس مي باشد و خٌراشَه را مي توان تغيير شكل يافته و تلطيف شده واژه مركب خور+ اَشه دانست. كه پيشينه آن به دوران ميترائيسم و آئين مهرپرستي در ايران باستان بر مي گردد و سابقه اي حدود 2500 سال دارد. 

    خور به معناي آفتاب و شيد به مفهوم درخشنده و بر اين اساس              خورشيد به معناي آفتاب درخشان است .

     گفتني ست برخي معتقدند بر اثر گذشت زمان، خوراَشا يا خوراَشه، مخفف شده و به شكل خٌراشَه تلفظ و كتابت شده است. (هنوز هم در گويش محلي نام اين روستا خُراشه به كار مي رود) سپس نويسندگان به دليل مشابه بودن حرف (خ) و (ف) در هنگام نگارش، نامِ خٌراشه را به صورت فراشه نوشته اند. نويسندگان بعدي فراشه را مخفف فراشاه تصور كرده و شكل سالم و كتابي آن را فراشاه قلمداد     نموده اند. همانطوري كه صاحب معجم البلدان فراشه را كه يكي از آبادي هاي تابعه نجف اشرف بوده ، به شكل فراشا ضبط نموده است .

     در رابطه با توجيه و توضيح تغيير شكل واژه ها در طول زمان توسط نويسندگان موارد متعددي در متون تاريخي به چشم مي خورد كه در محدوده شهرستان تفت به سه مورد مي توان اشاره كرد.

1-  صاحب جامع مفيدي اعتقاد دارد، قنات نصيري در اصل نسيري بوده كه دچار سرنوشت بسياري از واژه هاي فارسي شده و به شكل معرب يعني نصيري، نوشته شده است.

2-  بنا بر روايت عبدالحسين آيتي در آتشكده يزدان ، تِزِرجان فعلي در اصل تَژَرزجان بوده كه با گذشت زمان به صورت تَزَرجان درآمده و بعدها مُعَرب شده و به شكل طزرجان نوشته شده است.

3- بر اساس استدلال قابل قبول سيد عبدالعظيم پويا، تفت و نصيري كه بارها در متون تاريخي به صورت آب تفت و نصيري و يا قنات تفت و نصيري به آن اشاره شده است در اصل تفت و نِسِري بوده است كه نويسندگان به صورت نصيري نوشته اند. زيرا در گذشته طرف گرمسير را تفت و سمت سردسير را نسري مي خواندند. در گويش يزدي ها امروزه هم به جايي كه نمناك و خنك باشد نسِر گويند .اما از آن جايي كه محله گرمسير از رونق و جمعيت بيشتري برخوردار بوده، به تدريج نام تفت به تمام روستا اطلاق شده است .

      نمونه ديگر در قرن اخير تهران است كه مدت ها به شكل طهران نوشته مي شد ولي خوشبختانه به شكل املايي درست آن بازگشت و امروزه اگر كسي تهران را به (ط) بنويسد غلط به حساب مي آيد.

نتيجه گيري:

     با توجه به مدارك تاريخي، اسناد رسمي، دلايل عقلي و روايات نقلي، نام بامسما و زيباي فراشاه و خراشه كلمه اي فارسي است كه پيشينه اي بالغ بر 2500 سال دارد. قلعه پهلوان بادي در نزديكي فراشاه كه پرستشگاه متعلق به دوران آفتاب پرستي بوده است اين ادعا را بيشتر تابت مي كند . در يك نمودار ساده شده مي توان مراحل تغيير و تكامل نام فراشاه را ، بدينصورت ترسيم كرد .

1- خوراَشا/ خوراَشَه/ خورشا   2- خوراَشَه   3- خُراشَه  4- فَراشَه  5- فَراشاه

      ملاحظه مي كنيد كه واژه شاه در كلمه فراشاه هيچ ارتباطي با شاه كه در فرهنگ سياسي ايران مصداق ستمگر و نشانه استبداد به شمار مي رود ندارد بلكه ريشه در اعتقادات ديني ايرانيان باستان داشته و رنگ و بوي مذهبي دارد. براي همين است كه نام بسياري از بزرگان ديني با پيشوند يا پسوند شاه همراه بوده است. بنا بر اين تغيير اين نام تاريخي و مقدس، منطقي و عالمانه به نظر نمي رسد. گذشته از اين با توجه به موارد مشابه مانند تعيير نام كرمانشاه به باختران كه با تصويب مجلس شوراي اسلامي مجدداً به كرمانشاه برگشت ، شايسته است هر چه سريعتر نام اين روستاي باستاني به نام اصلي و تاريخي آن برگردانده شود.

     اميد است مسئولين محلي شهرستان تفت نسبت به اصلاح نام اين  آبادي اقدام شايسته به عمل آورند تا علاوه بر جلوگيري از تحريف تاريخ، آيندگان در مطالعه تاريخ و تشخيص متون تاريخي دچار مشكل نشوند.

 البته در محدوده شهرستان تفت مواردي همچون: روستاي شاه آباد از توابع دهستان علي آباد و مجموعه شاهولي تفت نيز دچار چنين سرنوشتي هستند كه از حوصله اين مقال و مجال خارج است . پس به فرموده مولانا:

                شرح اين هجران و اين خون جگر             اين زمان بگذار تا وقت دگر

    سخن آخر اين كه ضروري است مسئولين محترم براي تغيير نام اماكن عمومي دقت لازم به عمل آورده و با استفاده از مطالعات كارشناسي اقدام نمايند تا تصميمات سطحي و مغاير با مدارك و اسناد تاريخي اتخاذ نشود.

                       دوستدار ميراث فرهنگي و عضو شوراي فرهنگ عمومي شهرستان تفت

                                                      كاظم دهقانيان نصرآبادي

منابع و مآخذ:

ربع رشيدي / جامع مفيدي / جامع الخيرات /آتشكده يزدان / لغت نامه دهخدا/ فرهنگ پارسي، مصطفي پاشنگ/ سازمان ثبت اسناد و املاك / فصلنامه فرهنگ يزد/ هفته نامه فضيلت يزد/ نامه آستان قدس رضوي / استاد محمدعلي عسكري كامران/ اطلاعات محلي و ميداني/

 اقتباس از وبلاگ http://dehghanyan.blogfa.com

طباطبا
شجره نامه
کرامات
خاندان
علمای یزد
پایگاه های مذهبی
قصص
مقالات
زندگي نامه
خاطرات
پيوندها
نگارخانه
تماس با ما
صفحه اصلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کليه حقوق  سایت متعلق به مدير سايت بوده و هر نوع برداشت از آن  شرعا و قانونا تنها با ذکرمنبع مجاز است