رویاهای صادقه و نمونه های آن

                                                                                          سید محمد رستگاری

           نظر و انتقادی که بعضا ممکن است بر مطالب و خوابهای نقل شده وارد شود این است که عالم رویا چندان قابل اعتنا و استناد نبوده و خواب  را نمی توان مبنای  صحت و سقم یا کرامت و اعجاز به شمارش آورد البته این نظریه تا اندازه ای صحیح و ارزشمند است لکن اگر در کلام خدای متعال قرآن و احادیث و روایات و سخنان عالمان و فقیهان نظری بیندازیم به روشنی به سندیت و صحت برخی از رویاها پی می بریم که به عنوان مثال نمونه هایی را در اینجا می آوریم :

1) رسول خدا فرمودند:

ان الرويا الصادقه جزء من سبعين جزء النبوه(يعني خواب راست يك جزء از هفتاد جزء پيامبري است (1)

2) در سوره یوسف خدای متعال سه خواب بسیار مهم و سرنوشت ساز را ذکر می نماید اول خواب یوسف (ع) است آنگاه که به پدر بزرگوارش حضرت یعقوب فرمود : قال یوسف لابیه یا ابت انی رایت احد عشر کوکبا والشمس والقمر رایتهم لی ساجدین ﴿4﴾ قال یا بنی لا تقصص رویاک علی اخوتک فیکیدوا لک کیدا ان الشیطان للانسان عدو مبین ﴿5﴾ وکذلک یجتبیک ربک ویعلمک من تاویل الاحادیث ویتم نعمته علیک وعلی آل یعقوب کما اتمها علی ابویک من قبل ابراهیم و اسحق ان ربک علیم حکیم .دوم : خواب آن دو زنداني هم بند يوسف (ع) که به حضرتش گفتند :« اتي اراني اعصر خمرا و قال الآخر اني اراني احمل فوق راسي خبزا تاکل الطير منه ...(36) سوم خواب فرعون مصر است :« اني اري سبع بقرات سمان ياکلهن سبع عجاف و سبع سنبلات خضر و اخر يابسات ...(43) که هر سه خواب هم مورد تاييد قرآن کريم است و هم معناي روشن و واضحي را در بر دارد که گذر زمان صدق و راستي آن را مشخص مي سازد.

3) پیامبر اکرم (ص) که در عالم خواب دیدند بوزینگان بر منبر آن حضرت بالا می روند  ، وقتی بیدار شدند از این خواب بسیار هراسان و ناراحت گردیدند ولی خواب این گونه تعبیر شد که پس از شما افرادی جای شما می نشینند و بر منبر شما تکیه می زنند که باطنا مثل بوزینگان و میمونها هستند.(2)

4)«شبي شيخ مفيد در خواب ديدند: حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ ،‌دختر گرامي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، دست امام حسن و امام حسين را گرفته نزد وي آوردند و پس از سلام به شيخ فرمودند: اين دو پسر من هستند به آنها علم فقه و احكام دين بياموز!

            شيخ مفيد پس از بيداري در شگفتي ماند كه اين چه خوابي بود! فرداي آن شب كه شيخ مفيد طبق معمول در «مسجد براثا» واقع درمحلّة شيعه نشين كرخ بغداد نشسته بودند و شروع به تدريس نمودند، ناگهان ديدند، بانويي با كمال وقار، در حالي كه دست دو كودك خود را در دست دارد وارد شد و به شيخ سلام كرد و گفت: من همسر طاهر ذوالمناقب هستم، و اين دو كودك فرزند من هستند، آنها را نزد شما آوردهام تا علم فقه و احكام ديني را به آنها بياموزي!

          شيخ بزرگوار و مرجع عاليقدر شيعه از آن خواب و اين تعبير در شگفت ماند و در دم گريست سپس به احترام آن بانوي بزرگوار و آن دو كودك پاك سرشت، شيخ از جاي برخاست و به مادرشان سلام كرد و خواب خود را براي آنها نقل نمود. آنگاه با كمال اشتياق تعليم و تربيت آنها را به عهده گرفته و در ارتقاي آنها به مدارج عالي علمي و عملي همت گماشت، تا آنكه آن دو برادر از نوابغ بزرگ و علماي نامدار عصر شدند(3)

 5) در سال پانصد و پنجاه و هفت هجرى مردى از اتابكان شام به نام نور الدین محمودبن زنگى بر شام و حجاز حكومت داشت، او حاكمى بود نیكوكار و اهل تهجد و شب زنده‏دارى، شبى پس از تهجد و اعمال شب به خواب رفت و رسول خدا (ص) را در خواب دید.

آن حضرت دو نفر آدم سرخ پوست را به نورالدین نشان داد و فرمود: مرا از دست این دو نفر نجات بده: «یا نورالدین انقذنى من هذین الرجلین» نورالدین با وحشت از خواب پرید، وضو گرفت و نماز خواند و بخوابد رفت، باز آن حضرت را در خواب دید كه مى‏فرمود: مر از دست این دو نفر نجات بده.

نورالدین باز از خواب پرید و مات و مبهوت درباره خواب فكر مى‏كرد دفعه سوم كه به خواب رفت باز حضرت را در خواب دید كه فرمود: مرا از دست این دو نفر نجات بده، دیگر خواب به چشمانش نرفت.

او وزیر صالح و نیكوكارى بنام جمال الدین موصلى داشت، فرستاد وزیر را بیدار كرده و آوردند، او خواب عجیب خود را با وزیرش در میان گذاشت. وزیر گفت: خواب عجیبى است لابد در مدینه اتفاقى افتاده كه علاج آن از تو ساخته است، دیگر توقف روا نیست، هم اكنون باید به طرف مدینه حركت كنى، خوابت را نیز به كسى نگو.

نورالدین همان شب با بیست نفر و وزیرش به مدینه حركت كردند پول زیادى نیز با خود به همراه برد، این كاروان پس از شانزده روز به مدینه رسید، چون به نزدیك مدینه رسید، در خارج آن غسل كرد، بعد داخل شهر شد در روضه ما بین قبر شریف و منبر آن حضرت نماز خواند و آنگاه نشست و نمى‏دانست چه كار بكند.

شب اول فرا رسید، در اولین شب رعد و برق عجیبى در آسمان پیدا شد، و زمین چنان بشدت لرزید كه نزدیك بود، كوهها از جا كنده شود، چون صبح شد مردم در مسجد جمع شدند.

وزیر به مردم گفت سلطان به قصد زیارت رسول خدا (ص) به مدینه آمده و با خود پول زیادى آورده كه به اهل مدینه (حرم الرسول) تقسیم خواهد كرد از آمدن به محضر سلطان غفلت نكنید.

مردم گروه گروه مى‏آمدند، نورالدین به آنها جایزه مى‏داد و در قیافه‏شان دقت مى‏كرد تا مگر آن دو نفر را كه درخواب دیده بود پیدا كند، همه آمده و پول گرفتند ولى آن دو قیافه پیدا نشدند، نورالدین به مأموران گفت: آیا كسى ماند كه پول نگرفته باشد؟ گفتند: نه. مگر دو نفر از اهل مغرب كه آنها هم پول نمى‏گیرند. دو مرد نیكو كارند و بى نیاز، بهمه اهل حاجت كمك مى‏كنند، پیوسته روزه مى‏گیرند و دائم الجماعه هستند، گفت: آن دو را نیز بیاورید، چون حاضر شدند، دید همانها هستند كه رسول خدا (ص) در خواب نشان داده است .

نورالدین پرسید شما اهل كجاهستید؟ گفتند: از بلاد مغرب (اروپا) براى حج آمده‏ایم، قصد داریم كه امسال در مدینه در محضر رسول خدا (ص) باشیم. گفت: راست بگوئید قصّه شما چیست، آن دو ساكت شدند، پرسید منزل شما كجاست؟ گفتند: در كاروانسرائى نزدیك حجره شریفه حضرت رسول (ص).

نورالدین آنها را در آنجا نگاه داشت و خود به منزل آنها آمد، دید در منزل آنها پول زیاد و دو عدد توبره و مقدارى كتاب و یك عدد حصیر است. در اینجا حاضران شروع به تعریف و تمجید آن دو نفر كر دند كه اهل شهر از آنها بسیار خوبى دیده‏اند و هر روز در زیارت آن حضرت و زیارت بقیع هستند و هر هفته به زیارت مسجد «قبا» مى‏روند، نورالدین گفت: سبحان الله.

آنگاه وى به كاویدن در منزل آنها پرداخت و چون حصیر را برداشت سردابى ظاهر شد كه بطرف حجره شریفه قبر حضرت رسول (ص) مى‏رفت، حاضران از دیدن سرداب كه به طرف قبر آن حضرت كنده شده به وحشت افتادند.

نورالدین پس از احضار آن دو گفت: جریان خودتان را باز گوئید، بعد آن دو را به شدت شلاق زدند.

بالاخره آنها در اثر شلاق به سخن درآمده و گفتند: ما دو نفر مسیحى هستیم، پادشاه نصارى و كشیش بزرگ، ما را به صورت و زىّ (لباس) حاجیان به اینجا فرستاده و پول زیادى به ما داده تا جسد شریف حضرت رسول را بیرون آورده و به اسپانیا (اندلس) ببریم.

لذا در این كاروانسرا كه نزدیك قبر آن حضرت است منزل گرفته‏ایم، ما شبها این سرداب را مى‏كندیم، روزها به بهانه زیارت بقیع، خاك آنرا در میان قبور مى‏پاشیدیم و مدتى است كه این كار را مى‏كنیم و چون به حجره شریفه نزدیك شدیم، رعد و برق و زلزله ما را هراسان كرد.

نورالدین فرداى آنروز، آن دو را در میان مردم حاضر كرد و در حضور مردم از آنها اقرار گرفت، آن وقت خواب رسول (ص) را به نظر آورد كه آنحضرت او را براى رفع این مشكل اهل دانسته است به شدت گریه كرد.

بعد فرمان داد هر دو نفر را در كنار حجره شریفه گردن زدند، سپس دستور داد، سرب زیادى آماده كردند و در اطراف حجره شریفه خندقى كندند كه به آب رسید، بعد سرب را ذوب كرده و در آن خندق ریختند كه به حكم حصارى در اطراف حجره شریفه شد، بعد از این كار به شام محل حكومت خویش بازگشت.

ناگفته نماند: این خواب و این معجزه را مرحوم محدث نورى در دارالسلام ج 2 ص 109 از كتاب تحفة الازهار سید ضامن مدنى نقل كرده و گوید: در آن سال فضل بن امیر هاشم حاكم مدینه بود.

و نیز سمهودى آنرا در كتاب وفاء الوفاء ج 2 ص 648 نقل كرده و بچند منبع نیز اشاره نموده است و تصریح كرده كه نورالدین محمودبن زنگى در سال پانصد و پنجاه و هفت هجرى به مدینه آمده است .

و نیز ناگفته نماند : نورالدین محمود بن زنگى از اتابكان شام است كه از سال پانصد و چهل تا پانصد و هفتاد و هفت در شام حكومت كردند ، نورالدین محمود یكى از سرشناسان آن سلسله است، ابن اثیر در تاریخ كامل ج 9 حالات او را بتفصیل نقل كرده است .

 با این تفاصیل جای هیچ شک وشبهه ای باقی نمی ماند که خوابها همانگونه که پیامبر اسلام (ص) می فرمایند:الرويا ثلاثه: رويا بشري من الله و رويا مما يحدث به الرجل نفسه و رويا من تحزين الشيطان(خواب 3 قسم است.نويدي از خداوند، و آنچه انسان با آن حديث نفس مي كند و اندوهي از سوي شيطان(4)

و از سویی در روایت داریم که شیطان ملعون به هر قیافه ای در خواب مجسم می گردد الا قیافه پیامبر .

و اولاد پیامبر را در خواب دیدن رویت جمال منور و تابناک رسول الله است.

بس کنم ای دوست تو خود گفته گیر                        

                                  یک دو سه لام و دو سه نونی دگر

پي نوشت:

(1) بحار الانوار ج 49 ص 167

(2) خاندان وحى، سید على اكبر قریشى

(3) شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 1، ص 41.

(4)  بحار الانوار ج 61 ص181

طباطبا
شجره نامه
کرامات
خاندان
علمای یزد
پایگاه های مذهبی
قصص
مقالات
زندگي نامه
خاطرات
پيوندها
نگارخانه
تماس با ما
صفحه اصلی
آرشیو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کليه حقوق  سایت متعلق به مدير سايت بوده و هر نوع برداشت از آن  شرعا و قانونا تنها با ذکرمنبع مجاز است